تصویر اعتراض به رأی کیفری گروه حقوقی لاوین

اعتراض به رأی دادگاه کیفری

اعتراض به رأی دادگاه کیفری حقی است که قانون‎‌گذار به منظور حفظ منافع افراد در روند دادرسی، پیشگیری از وقوع اشتباهات در رسیدگی قضایی و عدم اجرای احکام نادرست پیش‌بینی نموده است. در این نوشتار از سایت گروه حقوقی لاوین ابتدا به این موضوع که اعتراض به رأی کیفری چیست می‌پردازیم. در ادامه انواع رأی دادگاه کیفری و روش‌ اعتراض به رأی صادره از این دادگاه را بیان می‌نماییم. همچنین در رابطه با مرجع رسیدگی به اعتراض و مهلت‌ اعتراض به رأی دادگاه کیفری اطلاعات مفیدی را در اختیار شما قرار خواهیم داد. از این رو توصیه می‌شود با مطالعه این نوشتار تا پایان ما را همراهی نمایید.

اعتراض به رأی کیفری چیست؟

اعتراض به رأی کیفری حقی است که قانون‌گذار آن را برای طرفین دعوای کیفری پیش‌بینی نموده است تا هرگاه یکی از آن‌ها رأی صادره از دادگاه‌های کیفری نخستین (بدوی) را خلاف قانون بداند یا معتقد باشد که رأی صادره از دادگاه کیفری مغایر با صلاح و منافع وی می‌باشد، نسبت به آن رأی اعتراض نماید.

در قانون آیین دادرسی کیفری اصل بر قابل اعتراض بودن آرای کیفری است مگر در مواردی که قانون آن را غیرقابل اعتراض بداند.

انواع رأی دادگاه‌ کیفری

رأی صادره از دادگاه‌های کیفری از جهت قابل اعتراض بودن یا نبودن به دو دسته تقسیم می‌شود که به شرح زیر است:

1- رأی قطعی: رأی قطعی رأیی لازم الاجرا است و امکان تغییر در مفاد آن وجود ندارد. رأی قطعی از طریق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی قابلیت اعتراض ندارد. مطابق با ماده 427 قانون آیین دادرسی کیفری، در موارد زیر رأی قطعی محسوب می‌شوند:

الف- نوع جرم تعزیری درجه 8 باشد؛

ب- جنایات مستلزم پرداخت دیه یا ارش در صورتی که میزان یا جمع آن‌ها کمتر از یک دهم دیه کامل باشد؛

2- رأی غیرقطعی: رأی غیرقطعی رأی صادره از دادگاه‌های کیفری نخستین است که می‌توان نسبت به آن‌ از طریق تجدیدنظر‌خواهی و یا فرجام خواهی اعتراض نمود. رأی غیرقطعی به دلیل آن که قابل اعتراض است لازم الاجرا نمی‌باشد و امکان تغییر در مفاد آن وجود دارد.

تصویر اعتراض به رأی کیفری گروه حقوقی لاوین

روش اعتراض به رأی دادگاه کیفری

1- واخواهی

یکی از روش‌های اعتراض به رأی دادگاه کیفری واخواهی است. واخواهی در واقع اعتراض به احکام غیابی است. هرگاه متهم و وکیل او در جلسه دادرسی حاضر نشوند و لایحه و دفاعیه نیز نداده باشند، در نتیجه دادگاه اقدام به صدور رأی نماید، رأی صادره از دادگاه کیفری، غیابی محسوب می‌شود. در چنین شرایطی اگر حکم صادره از دادگاه مبنی بر محکومیت متهم باشد، محکوم علیه (کسی که حکم علیه وی صادر شده) می‌تواند نسبت به آن حکم، از طریق واخواهی اعتراض نماید. لازم به ذکر است در صورتی امکان واخواهی وجود دارد که رأی صادره، حکم غیابی باشد نه قرار غیابی و همچنین حتماً مبنی بر محکومیت متهم باشد نه مبنی بر برائت (بی گناهی) او.

مرجع رسیدگی به واخواهی همان دادگاه صادر کننده‌ حکم غیابی می‌باشد. یعنی همان دادگاهی که حکم غیابی را صادر نموده و نسبت به آن حکم واخواهی شده است به اعتراض واخواهی رسیدگی می‌نماید. مهلت واخواهی بیست روز از تاریخ ابلاغ واقعی می‌باشد. مهلت واخواهی برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می‌باشند دو ماه از تاریخی که رأی به ایشان ابلاغ شده است محاسبه می‌گردد. همچنین اگر حکم غیابی ابلاغ قانونی شود، مهلت واخواهی 20 روز از تاریخ اطلاع محکوم علیه از حکم دادگاه می‌باشد.

2- تجدیدنظرخواهی

یکی دیگر از شیوه‌های اعتراض به رأی دادگاه کیفری تجدیدنظرخواهی کیفری است. تجدیدنظرخواهی روش اعتراض به آرای غیر قطعی کیفری است. تجدیدنظرخواهی موجب رسیدگی مجدد پرونده می‌گردد و مانع از اجرای رأی می‌شود. مهلت تجدیدنظرخواهی برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه می‌باشد. این مهلت از تاریخ ابلاغ رأی و یا منقضی شدن مهلت واخواهی محاسبه می‌شود.

مرجع رسیدگی به تجدیدنظرخواهی دادگاه تجدیدنظر مرکز استان می‌باشد. تنها یک استثناء وجود دارد آن هم آرای صادره از دادگاه نظامی دو می‌باشد. آرای صادره از دادگاه نظامی قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر نظامی می‌باشد نه دادگاه تجدیدنظر مرکز استان.

الف- آرای قابل تجدیدنظر

آرای صادره از دادگاه کیفری دو، نظامی دو، دادگاه انقلاب با وحدت قاضی، دادگاه بخش و دادگاه اطفال و نوجوانان قابل تجدیدنظرخواهی می‌باشند. در موارد زیر رأی غیرقطعی کیفری قابل تجدیدنظرخواهی می‌باشد:

1- حکم محکومیت؛

2- حکم برائت؛

3- قرار منع تعقیب؛

4- قرار موقوفی تعقیب؛پ

5- قرار اناطه؛

6- قرار تعویق صدور حکم؛

7- قرار رد درخواست واخواهی و قرار درخواست تجدیدنظرخواهی اگر رأی راجع به اصل آن دعوا قابل تجدیدنظرخواهی باشد؛

8- آرای دادگاه اطفال و نوجوانان در تمامی موارد.

9- اگر رأی دادگاه مبنی بر با محکومیت در جنبه‌های مختلف همچون دیه، ارش یا ضرر و زیان باشد اگر یکی از این جنبه‌ها قابل تجدیدنظر باشد سایر جنبه‌ها نیز یا قابل فرجام خواهی یا تجدیدنظرخواهی است.

ب- جهات تجدیدنظرخواهی

مطابق با ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری تجدیدنظرخواهی مستلزم استناد به یکی از جهات زیر می‌باشد:

1- در صورتی که ادله و مدارک مورد استناد دادگاه بی اعتبار باشد؛

2- اگر رأی دادگاه مخالف با قانون باشد؛

3- چنانچه دادگاه صادر کننده رأی صلاحیت نداشت؛

4- جهات رد دادرس وجود داشته باشد؛

5- دادگاه به ادله‌ی بیان شده توجه ننموده باشد.

3- فرجام خواهی

شیوه دیگری که جهت اعتراض به رأی دادگاه کیفری وجود دارد، فرجام خواهی می‌باشد. اعتراض و درخواست رسیدگی مجدد نسبت به احکام صادره از دادگاه کیفری در خصوص برخی جرایم مهم می‌باشد. اعتراض به رأی صادره از دادگاه‌های کیفری یک، نظامی یک، دادگاه انقلاب با تعدد قضات و دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان از طریق فرجام ‌خواهی ممکن است. مهلت درخواست فرجام خواهی نیز مطابق با قانون برای اشخاص ساکن ایران به مدت 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه می‌باشد، مدت مذکور از روز ابلاغ محاسبه می‌گردد. مرجع رسیدگی کننده به اعتراض از طریق فرجام خواهی دیوان عالی کشور است.

الف- جهات فرجام خواهی

مطابق با ماده 464 قانون آیین دادرسی کیفری جهات فرجام خواهی نسبت به رأی عبارت است از:

1- ادعای رعایت نشدن قوانین مربوط به تقصیر متهم و مجازات قانونی او؛

2- ادعای رعایت نشدن اصول دادرسی مهمی که عدم رعایت آن موجب بی اعتباری رأی دادگاه گردد؛

3- منطبق نبودن مستندات با مدارک موجود در پرونده.

ب- آرای قابل فرجام خواهی

 مطابق با ماده 428 قانون آیین دادرسی کیفرینسبت به آرای صادره درباره‌ی جرایم زیر می‌توان در دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی نمود:

1- سلب حیات؛

2- قطع عضو؛

3- حبس ابد؛

4- تعزیر درجه سه و بالاتر؛

5- جنایت‌های عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آن‌ها نصف دیه کامل یا بیشتر از نصف دیه کامل باشد؛

6- آرای صادره در جرائم سیاسی و مطبوعاتی.

ج- اشخاصی که حق تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی دارند

1- محکوم علیه (کسی که حکم علیه او صادر شده)؛

2- وکیل و نماینده قانونی محکوم علیه؛

3- شاکی یا مدعی خصوصی، وکیل یا نماینده قانونی او؛

4- دادستان در خصوص‌ برائت متهم، منطبق نبودن رأی با قانون و یا تناسب نداشتن مجازات با جرم.

لازم به ذکر است اگر طرفین دعوا با توافق کتبی، حق تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی خود را اسقاط کنند تجدیدنظر و فرجام خواهی آنان دیگر مسموع نیست. مگر آن که تجدیدنظرخواهی در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رأی باشد.

تصویر اعتراض به رأی کیفری گروه حقوقی لاوین

4- اعاده دادرسی

اعاده دادرسی کیفری اعتراض به احکام قطعی کیفری می‌باشد. اگر حکم قطعی مبنی بر محکومیت صادر گردد قابل اعاده دادرسی می‌باشد. بنابراین نسبت به قرارها و حکم برائت نمی‌توان اعاده دادرسی نمود. پس از صدور حکم محکومیت چه حکم اجرا شده باشد، چه اجرا نشده باشد می‌توان نسبت به آن اعاده دادرسی نمود. اعاده دادرسی کیفری بر خلاف سایر روش‌های اعتراض که بیان نمودیم، مهلت ندارد و در هر زمانی قابل طرح است.

لازم به ذکر است صرف درخواست اعاده دادرسی مانع از اجرای حکم نمی‌شود، چرا که مطابق با مواد 476 و 477 قانون آیین دادرسی کیفری، با درخواست اعاده دادرسی در صورتی که حکم از احکام قابل اعاده دادرسی باشد، پس از تجویز دیوان عالی کشور و یا تجویز توسط رئیس قوه قضاییه قابل رسیدگی می‌باشد.

الف- احکام قابل اعاده دادرسی

1- فردی به علت اتهام قتل شخصی محکوم گردد، اما آن فرد زنده باشد؛

2- چند نفر به دلیل انتساب جرمی محکوم شوند. درحالی که آن جرم به نحوی باشد که فقط یک نفر بتواند مرتکب آن شود؛

3- دو فرد به علت انتساب یک جرم در دو مرجع قضایی متفاوت، حکم محکومیت بگیرند؛

4- منجر به وقوع تعارض و تضاد میان دو حکم گردد و بی‌گناهی یکی از آنان احراز گردد؛

5- صدور احکام متفاوت برای یک شخص به علت یک اتهام واحد؛

6- حکم صادره از دادگاه بر اساس اسناد جعلی و یا شهادت خلاف واقعیت شهود می‌باشد؛

7- بعد از صدور حکم با ظاهر شدن دلایل جدید و واقع شدن شرایط دیگربی‌گناهی و مقصر نبودن فرد محکوم محرز گردد؛

8- حکم صادره در مورد عملی که جرم نیست باشد و یا مجازات مندرج در حکم بیشتر از مجازات قانونی مقرر برای آن عمل مرتکب باشد.

ب- اشخاصی که حق اعاده دادرسی دارند

1- محکوم علیه، وکیل یا نماینده قانونی محکوم‌علیه،

2- در صورت فوت یا غیبت محکوم‌علیه، همسر یا وراث قانونی او؛

3- دادستان کل کشور؛

4- دادستان اجرا کننده حکم.

پرسش و پاسخ مرتبط

1- اعتراض به رأی کیفری چیست؟

اعتراض به رأی کیفری حقی است که قانون‌گذار آن را برای طرفین دعوا پیش‌بینی نموده است تا هرگاه یکی از طرفین دعوا رأی صادره از دادگاه‌های کیفری را خلاف قانون بداند یا معتقد باشد که رأی صادره از دادگاه کیفری مغایر با صلاح و منافع وی می‌باشد، نسبت به آن رأی دادگاه کیفری اعتراض نماید.

2- در چه صورتی می‌توان تجدیدنظرخواهی کرد؟

برای درخواست تجدیدنظرخواهی می‌بایست یکی از جهات زیر وجود داشته باشد:

الف- دلایل و مدارک مورد استناد دادگاه معتبر نباشد؛

ب- رأی صادره با قانون مخالف قانون؛

ج- دادگاهی که رأی صادر نموده است صلاحیت نداشته باشد؛

د- جهات رد دادرس موجود باشد.

3-رأی غیر قطعی چیست؟

رأی صادره از دادگاه‌های کیفری نخستین که می‌توان نسبت به آن‌ از طریق تجدیدنظر‌خواهی و یا فرجام خواهی اعتراض نمود، رأی غیرقطعی می‌باشد.

“گروه تولید محتوای تخصصی لاوین– سمانه جعفرپور”

امتیاز دهی